۱۳۹۸/۰۳/۲۴ ساعت توسط صاحب کافه | 

سوال:آیا حاضرید برای شادی قلب امام زمان یک گناه خود را کنار بگذارید؟؟؟؟(5\20 نمره)

۱۳۹۸/۰۳/۲۲ ساعت توسط صاحب کافه | 

به هر گوشه خیابان در میان سیل جمعیت که نگاه می‌کنی، مرد و زن، جوان و پیر، دختر و پسر، سر به زیر انداخته‌اند، آرام‌آرام قدم برمی‌دارند، به تو که خرامان و سبکبال می‌روی تا برای همیشه آرام بگیری، نگاه می‌کنند و حیران، فقط اشک دارند که بدرقه راهت کنند؛ فقط اشک. مراسم تشییعت، شده گردهمایی حسرت‌به‌دل‌ها...

می دانی برادر، حساب و کتاب‌های همه را به‌هم‌ریخته‌ای. انگار آینه گرفته‌ای در مقابل همه و کاری کرده‌ای که بی‌واسطه با خودشان چشم‌درچشم شوند و ببینند کجای این معرکه ایستاده‌اند. راستش را بخواهی، از ۳ سال قبل، بازار همه‌مان – حتی موجه‌ترین و مدعی‌ترین‌هایمان - را کساد کرده‌ای آقا مجید. دیر آمدی؛ دست خالی و بی‌ادعا، اما زودتر و برنده‌تر از همه رفتی و همه را انگشت به دهان گذاشتی. تو مصداق کامل «از آخر مجلس، شهدا را چیدند»، بودی. ۳ سال است همه را گرفتار کرده‌ای؛ داستان خریده شدنت را کنار روایت‌های قلیان و خالکوبی و... می‌گذارند و هر بار، بیشتر داغ دلشان تازه می‌شود.

مثل چند روز گذشته، قهرمان مراسم امروز هم، یک بانوی کم‌نظیر است. همان که با قامتی افراشته، با روسری سفید، در پیشانی مجلس می‌درخشد. کنار پسرش ایستاده و قند در دلش آب می‌شود از تماشای جلوه‌های عزت و آبرویی که جوان رشیدش برایشان به ارمغان آورده. بانوانی که در ضلع جنوبی میدان معلم ایستاده‌اند، چشم از مادر مجید برنمی‌دارند. انگار دارند با قطره‌قطره اشکشان، به او دلگرمی و صبر می‌دهند. «رقیه قبادی»، یکی از همان‌ها که بی‌صدا می‌بارد و بر سینه می‌زند، می‌گوید: «من هم ساکن همین محدوده هستم اما مجید قربانخانی را از وقتی شهید شد، شناختم. هر وقت به گلزار شهدای یافت‌آباد می‌رفتم، سر مزار یادبود او هم می‌رفتم. می‌دانستم پیکرش برنگشته اما نمی‌دانم چه حسی بود که باز هم دلم می‌خواست سر مزارش بروم. می‌دانید، انسان وقتی خودش را جای آن‌ها می‌گذارد، می‌فهمد چه کار بزرگی کردند. من چون پسر دارم، عظمت کار مجید و مادرش را خیلی خوب درک می‌کنم. امروز هم فقط برای تسلای دل مادر و خانواده‌اش آمده‌ام.»

مجله فارس پلاس؛ مریم شریفی

 

۱۳۹۸/۰۳/۱۲ ساعت توسط صاحب کافه | 

پرسش:چطور می توان نماز را با لذت خواند؟؟؟؟(حضور قلب)

پاسخ(با توجه به کتاب پرسش و پاسخ های دانشجویی،جلد44):

اصلا خواندن نماز با نشاط یکی از آداب آن است.نمازگزار باید سعی کند نمازش را با تدبر در کلمات آن و بدون کسالت و خستگی بخواند و وقتی را برای عبادت انتخاب کند که با تمام وجود و شوق و علاقه نماز بخواند.

لذا امام حسن عسگری(ع) می فرمایند:هنگامی که قلوب نشاط دارند به آنها امانت دهید و وقتی که گریزانند آنها را وا گذارید.

پیامبر خدا(ص) می فرمایند:این دین محکم و متین است پس با ملایمت در آن وارد شوید و عبادت خدا را به بندگان خدا با کراهت تحمیل نکنید.

مفهومی از سخن امام خمینی(ره) به دست می آید که می گویند:همانطور که پزشکان معتقدند که اگر غذا با سرور خورده شود بهتر هضم می شود،پزشکان دین هم می گویند باید غذای روح را با اشتیاق خورد تا آثار آن در قلب زودتر و بهتر نمایان شود.

راه های دست یافتن به نشاط:

کسی که کارش را دوست دارد صبح با عشق از خواب برمی خیزد.اگر روحی تشنه دانستن باشد با نشاط درس می خواند.چنان چه نقل شده خواجه نصیرالدین طوسی گفته:کجایند پادشاهان و فرزندان آنها تا ببینند خوشی من در مطالعه کجا و خوشی آنها در سلطنت کجا؟ خواجه می گوید:

روز نتعم و شب و عیش و طرب مرا          غیر از شب مطالعه و روز درس نیست

امیدومحبت دو حالتی است که اگر به وجود بیاید نشاط به دنبال دارد.بنابر این اگر انسان به عبادت خداوند عشق بورزد و امید به پاداش او داشته باشد.هرگز دچار سستی نمی شود.در قرآن در وصف منافقین می خوانیم:هنگامی که به نماز می ایستند با کسالت می ایستند.و دلیل آن اعتقاد ضعیف آنها به پاداش و کیفر است.

زیبایی و شیرینی نماز نیز به خشوع و خضوع نماز گزار است.چنان چه رسول خدا(ص) می فرمایند:خشوع زینت و زیور نماز است.

راه های به دست آوردن خشوع

ابتدا روایتی از امام رضا(ع):چون خواستی به نماز بایستی با حال کسالت،خواب آلودگی،شتاب و لهو و بازی نایست.بلکه با با آرامش و وقار نماز را به جا آور.برتو باد که خاشع و خاضع باشی و برای خدا تواضع کنی و خشوع و خوف را برخود هموار سازی.در آن حال که بین بیم وامید ایستاده باشی و پیوسته نگران و محترز باشی بسان بنده ای گریخته وگنهکار که در محضر مولایش ایستاده، در پیشگاه خدا بایست.پاهای خود را نه کنار هم و قامتت را راست نگه دار و به راست و چپ روی مگردان و چنین بدان که گویی خدا را می بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند.

1- به دست آوردن معرفتی که دنیا را برای انسان کوچک کند.

2-هر قدر انسان فرصت پیدا کند مشغله ها را کم و پراکنده کند حضور قلب بهتری دارد.

3-انتخاب محل و مکان مناسب:نماز نخواندن در برابر چیز هایی که ذهن انسان را مشغول می کند و همین طور در محل رفت و آمد و در مقابل آینه و عکس و ... بنابراین  بهتر از مسجد ها خالی از زرق و برق باشند.

4-پرهیز از گناه.زیرا گناه قلب را از یاد خدا باز می دارد.

5-دانستن معنا و فلسفه اذکار و افعال نماز

6-انجام مستحبات

7-اما مهم تر از همه این کار ها نیاز به تکرار و تمرین و مراقبت دارد بسیار می شود که فرد در آغاز یک لحظه قدرت تمرکز پیدا می کند اما در ادامه چنان قدرت نفسی پیدا می کند که می تواند دریچه ی ذهن خود را در برابر هر چیز جز خداوند ببندد.

منابع:مستدرک الوسایل،ج1،ص144 و بحار الانوار،ج75،ص377>اصول کافی،ج3،ص137>سوره ی نساء،آیه ی 142>

 

برچسب ها :

حضور قلب در نماز

،

نماز

،

حضور قلب

،

نشاط در نماز

۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ساعت توسط صاحب کافه | 

از پنجمین امام نور نقل شده است که در مورد شیوه ی پارسایانه و سیره ی امیر مومنان آورده اند که:

آن حضرت روزی به بازار آمد و در حالی که خدمتگزارش به همراه او بود در برابر مغازه ی یک پیراهن فروش ایستاد و فرمود:هان ای بنده ی خدا!دو عدد پیراهن برای ما بیاور!فروشنده خوش آمد گفت و دو پیراهن آورد و گفت:بفرمایید ای امیر مومنان!

هنگامی که برای امیر روشن شد که او را می شناسد خداحافظی کرد و از مغازه بیرون رفت و در برابر فروشنده و مغازه ی دیگری ایستاد و دو پیراهن خواست فروشنده ی جوان جلو آمد و ضمن خوش آمد گویی دو عدد پیراهن آورد و در برابر امام قرار داد.علی(ع)آن دو پیراهن را گرفت و در برابر یکی سه درهم و در برابر دیگری دو درهم پرداخت.

آن گاه فرمود هان ای قنبر آن پیراهن سه درهمی ازآن تو و این دو درهمی هم ازآن من.!

قنبر گفت:ای سرورم!بدان دلیل که شما پیشوای مردم هستید و برفراز منبر می روید این پیراهن برای شما زیبنده تر است.امام(ع)فرمود:قنبر تو جوان هستی و امید و آرزوی جوانی در سر داری به همین جهت این پیراهن برای تو شایسته تر است.افزون بر این من حیا می کنم از پروردگارم که در لباس و خوراک برتو و دیگر زیر دستان و شهروندان خویش برتری داشته باشم،چرا که از پیامبر گرامی اسلام(ص)شنیدم که می فرمود:از آنچه خود می پوشید به کارگران خود هم بپوشانید و از آنچه می خورید به آنان بخورانید.

چیزی نگذشت که پدر جوان فروشنده آمد و پس از شادمانی بسیار از دیدن امیر مومنان در مغازه ی خویش گفت:سرورم پسرم شما را نشناخته است،وآن گاه سود آن پیراهن را که دو درهم بود به آن حضرت پیشنهاد کرد. اما آن بزرگوار فرمود:هرگز نخواهم پذیرفت زیرا ما باهم گفتگو نموده و به توافق رسیدیم و  این سود عادلانه هم حق شماست.

منبع:امام علی(ع) از ولادت تا شهادت،تالیف علامه ی فقید سید محمد کاظم قزوینی

مشخصات
کافه نماز در هنگام اذان خارج شوید

کپی آزاده....حتی بدون ذکر منبع،فقط یه صلوات برای فرج آقا امام زمان بفرستید...